
بسم رب الشهدا
باز هم دلتنگی...
شهدا سخت دلتنگ و غریبم
یازده ماه انتظار کشیدن و اومدن و برگشتن و دوباره دلتنگی...
آخه شهدا ما چیکار کنیم؟
دوری و شوق رسیدن- میرسی ترس فراق
عشق بازی های ما گاهی معما میشود
اینجا که هستیم دلتنگیم
اونجا هم که میایم خاکستر میشیم و دلتنگ تر و بی قرار تر از قبل برمیگردیم
و از وقتی که برگشتیم غروب که میشه این دل ما دیوونه تر میشه و یاد غروب شلمچه...
نه نمیتونم از غروب شلمچه بیشتر از این حرف بزنم.
اما حرف امروز من چیز دیگه ایه.
خودتون خوب میدونید وقتی که دلتنگیم وقتی که نفسمون تنگ میشه
تو این شهر پر از شیطان کجا رو داریم بریم جز قطعه ی شهدا؟
بریم و بشینیم کنارشون؟
پاتو که میذاری اونجا قلبت آروم میشه و اونوقت این اشکه که آروم آروم حرف دلتو میزنه،
همه جا بوی عشق میاد بوی گلاب میاد انگار که دیگه تو این دنیا نیستی
میری و کنار مزار شهید صیاد میشینی کنار مزار شهیدآوینی میری پیش مجید پازوکی!
به هرعکسی که نگاه میکنی قلبت میلرزه
حس میکنی که اینا که انقدر اروم اینجا خوابیدن و بهت ارامش میدن همه جزئی از وجودتن
گرچه یاران همه رفتند خدا میداند
نم خونی زشهیدان به رگانم مانده
حتی اتاق محقر ننه علی هم برات مقدسه
به قطعه ی 44 که میرسی پاهات سست میشه آروم قدم برمیداری چقدر همه غریبن و گمنام
خدای من!کی بودن اینا؟ چند تا مادر چشم انتظار اینا بودن و چشم انتظار رفتن؟
قطعه ی 44 ردیف 40 شماره ی ...
سلام آقا یحیی! دوست قدیمی و مهربون من
با اینکه هیچ نام و نشونی نداری اما میدونم که تو شلمچه شهید شدی توی یکی از همون غروبا
یحیی کجا رو دارم جز اینجا؟ خسته ام یحیی
از این دانشگاه از این شهر از این مردم
اما یحیی آقام تنهاست،تو هم شنیدی آقا گفت این عمار؟
اون روزها که تو رفتی تو هم به این عمار امام لبیک گفته بودی .
اما یحیی همه ی این دلتنگی ها به کنار،
دو سه سالی میشه که دلامون پر از ترسه .
نمیدونم با چه استدلالی می خوان این بهشت رو ازمون بگیرن؟
آخه کجای دنیا اصل رو نابود میکنن و بدل به جاش میذارن؟
اومدن و میخوان اینجا رو بکنن گورستان واشنگتن!
با چه زبونی باید بگیم که ما نمیخوایم؟
مادر و فرزند شهدا نمی خوان اینا همش یادگار اوناست
ما همین بهشت و میخوایم ،
بابا نامردا چطور دلتون میاد خونه ی ننه علی رو خراب کنید؟
ما با همه ی این عکس ها و شعرها حتی با این سنگای شکسته زندگی می کنیم .
نوسازی به چه قیمتی؟به قیمت از بین بردن این میراث و فرهنگ عظیم؟
مگه نگفتیم که ای تاریخ بشکند قلمت اگر ننویسی بر فرزندان خمینی چه گذشت؟
نذارید فریاد بزنیم که اگر قراره این همه یادگار
فرزندان خمینی رو ازمون بگیرید پس ای کاش که دستتون...
اخه اگه بیاید و یه سری سنگ بیروح بذارید اینجا
ما دیگه شبهای قدر کجا بریم و قران به سر بگیریم؟
ما دیگه سفره ی هفت سینمون و کجا پهن کنیم؟
یحیی دردمون و به کی میتونیم بگیم جز خودتون؟
صدای ماشین های سنگینشون داره میاد
نه ، شما رو به خدا این کار و نکنید
به کی قسمتون بدیم که این بهشت رو از ما نگیرید
بعد از اون ما کجا بریم؟
این دلای تنگ و بیقرارمون رو کجا اروم کنیم؟
چرا همه ساکت نشستن و نگاه می کنن؟
نه ما نمیذاریم
ما اجازه نمیدیم که با همچین بلایی رو سر بهشتمون بیارید
بهشت زهرا گورستان واشنگتن نیست...