این قافله عشق به تندی گذران است


این ثانیه های گذران صبر ندارند

شب های مناجات و دعا صبر ندارند


سستی نشود قاتل اوقات شریفت

هش دار که این ثانیه ها صبر ندارند


این قافله عشق به تندی گذران است

برخیز که مردان خدا صبر ندارند
 

آنان که بریدند دل از عالم خاکی

یک ثانیه در سیر سما صبر ندارند


وقتی سخن از باده مستان وصال است

اهل عطش آباد لقاء صبر ندارند


کو قبله دلهای خداجوی سحرگاه

از هجر مگو اهل ولا صبر ندارند


با یار سفر کرده بگویید بیاید

ای یوسف دل اهل بکاء صبر ندارند
 
***
 
التماس دعا



طلاهایش را که داد، از در ستاد پشتیبانی جنگ بیرون رفت
جوان داد زد:
خانوم! رسید طلاها!
خندید و گفت:
من برای پسرم هم رسید نگرفتم



من دلم خیلی تنگه...

بیشتر از اونی که بشه تصور کرد

و بیشتر از همه برای  شبهای قدر در گلزار شهدا

برای من و پدربزرگ و مادربزرگ من و همه ی مریض ها دعا کنید...