مولای مهربانی! من یک دانشجوی بسیجی ام

هوالشهید

شقایق های ما مجنون عشقند

همه دیوانه و دلخون عشقند

خراسانی ترین سید مخور غم

بسیجیان حواریون عشقند


نامه ام را به دست قاصدک ها می سپارم تا برایم خبر از دیدار یار بیاورد.

سلام بر تو ای آقای تمام خوبی ها!

من با افتخار می گویم که یک بسیجی ام که به دور شمع وجود حضرت ماه می گردد!

مولای من!

ما به عشق وجود شماست که نفس می کشیم و می جنگیم در این جنگ نرم!

فرمانده ی قلب من!

سال گذشته جنگیدیم در 8 ماه دفاع مقدس

وچند سالی ست که می جنگیم در دانشگاهی که هرلحظه حضور در آن جنگی ست مقدس.

مقتدای خوبان!

همه ی این روزها و ساعت ها را به عشق مقام ولایت و ولی امر خودمان است که می جنگیم

و باز هم نفس می کشیم در شهری که عطر حضور شما در آن است.

اما آقا جان!

فقط یک آرزو دارم:

اینکه یک بار از ورای عکس ها و پوسترها و تصویر تلوزیونی

 سیمای نورانی مردی راببینم که از تبار خورشید است.

من یک دانشجوی بسیجی هستمٰ؛

اما در هر دیداری که دانشجویان و بسیجیان شرف حضور پیدا می کنند

 باز هم من؛ جا مانده ی این قافله ام

و باز هم این فرصت های برابر نابرابر میشود.

رهبر جانبازم!

خراسانی ترین سید!

همه می آیند کنار حضرت ماه و من همچنان می سوزم در شوق وصال.

از آقا و رهبرم یک خواهش دارم که فقط یک بار به من لیاقت حضور بدهید.

مولای مهربانی!

می سوزم؛ می سوزم؛ می سوزم...

و چقدر سخت است انتظاری که نمی دانم وصال را در کدام لحظه ی آن بگنجانم.

من از امروز با امید دیدار شما نفس می کشم

و می دانم که فرمانده ی قلبم لباس امید بر تن لحظه های بی قراری من می کند.

فرمانده ی خورشید!

دل نوشته ی کوچکترین سرباز کویت را با لحن بغض و دلتنگیش بخوان!

چشم انتظار ترین سرباز کویت...


این نامه که یک دانشجوی بسیجی نوشته امروز به دست حضرت آقا رسید...

من و حاج حسین و آقا مصطفی...

من

و

حاج حسین

و

آقا مصطفی!


...


از نام رضاست هرچه ایران دارد

از لطف خدا شیعه فراوان دارد

امروز که اهل بیت جمعند به طوس

معصومه نرفته چون که مهمان دارد




آیت الله مجتهدی تهرانی:

هیچ بنده ای از بندگان خدا را کوچک نشمارید و به هیچ کس اهانت نکنید.

هیچ کس به هیچ کس به دیده ی حقارت نگاه نکنید.

اگر سنش از شما بیشتر بود بگویید از من بهتر است چون عمرش بیشتر است

و عبادت بیشتری کرده است.

اگر سنش کمتر است بگویید از من بهتر است چون گناه کمتر کرده

و اگر هم سن شماست بگو من از گناه خودم خبر دارم و از گناه او خبر ندارم.

همه را احترام بگذارید و به کسی بی اعتنایی نکنید.



متن وصیت نامه برادر شهید مهندس مصطفی ابراهیمی مجد

ادامه نوشته

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی؟

هرگز زعشق خویش جدایم نمی کنی

محتاج بنده های خدایم نمی کنی


گفتی سه بار دیدن زوار میرسی

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی؟


دلتنگ روضه های حسین و محرمم

راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟


این حرف آخرست که من با تو میزنم

مهمان صفره ی شهدایم نمی کنی؟؟؟

میلاد پر نورش مبارک


آیت الله مجتهدی تهرانی:

همچون مگسان روی پلیدی منشین

تصمیم بگیرید غیبت نکنید.

یک کسی این همه خوبی دارد،چرا بدی هایش را می گویید؟

خودت مگر کامل و خوب هستی؟

بهتر است آدم ببیند خودش چه کاره است؟

خودت هزار بدی داری و نمیبینی،آن وقت عیب کس دیگر را می بینی؟

رسول خدا(ص) می فرماید: چرا انسان خار را در چشم برادر دینی خود می بیند ،

اما شاخه را در چشم خود نمی بیند؟

شاخه در چشمش فرو رفته نمی بیند ، اما حالا یک خار کوچک را در چشم دیگری می بیند.

این کنایه از همان است که عیب کوچک مردم را می بیند و عیب بزرگ خود را نمی بیند.



نام من به تو ختم میشود و من بدون تو یعنی هیچ!

چقدر حافظه ام ضعیف شده است
کجا بود دیدمت؟
کرخه؟ نه!
جزیره ی مجنون؟ نه!
فاو یا خرمشهر؟ نمیدانم! چقدر حواسم پرت است...
بگو چرا خواب های من پر از خواب های توست؟
و ریشه های من از گلوی تو آغاز میشود؟
و نام من به تو ختم میشود و من بدون تو یعنی هیچ!
چقدر حافظه ام ضعیف شده است و عادت روزمرگی...
و مثل همه قدم زدن و مثل همه نفس کشیدن پی در پی و مثل همه در عطش قطره های زیستن و گریز از مرگ!
آه... همین یک حرف بس نیست برای اتصال هزاران فراموشی!
چقدر حافظه ام ضعیف شده است!
اما یادم هست...
تو در میان هور و خون و ترکش و آتش...


آگهی استخدام داده بودند ، برای امور آبدار خانه ای
وارد که شد حس کردم این یکی با بقیه فرق دارد
چرا؟ نمیدونم
- چند سالته؟
-خرداد42
-چند سال سابقه ی کار داری؟
- 74 به این ور
- یعنی تا سی و سه سالگی بیکار بودی؟
- همش نه!
- پس سابقه اش چی؟ بیمه ات نکرده ان؟
از 59 تا 64 جنگ، از 64 تا 72 اردوگاه رومادیه،73 تا 74 استراحت
- اهل جبهه ای پس؟
- اینطور
جوابهاش کوتاه بود و برعکس
طوری حرف میزد که گویی دلش راضی به واگویه های گذشته ها نیست
دلم گواهی می داد سرشار باشد این آدم از هرچیز خوب که بخواهی.
سوال کردم: جبهه چه خبر؟
- جنگیدیم!
... بچه ها باید درس می خواندند، مردم باید زندگی می کردند. اینها همه آرامش می خواست.ما هم برای این آرامش بود که رفتیم.
ثبات- ثبات و هم برای اعتقادمان.
- امام خیلی خوب بود.نه؟
- هنوز هم خیلی خوب است!
- چرا شغل دیگر نرفتی تو که می توانستی؟
- سوم دبیرستان بود که رفتیم، بعد هم دیگه فرصت نشد
حالا سهم ما آبدار خانه است. به علت کمی تحصیلات.
قبول کردیم.
مهم این است که کار کنیم.
هر چقدر سهم ما میشود. چشم!
از خیابان اول که گذشتیم،شروع کرد به حرف زدن...
- سالی سه بار ما پوست می اندازیم،آخر سال و اول تابستون و اول مهر.
-چی؟
-بی خیال ما شو
به خیابان دوم که رسیدیم،پشت ترک موتور حس کردم پای راستش چقدر سست است
پرسیدم
گفت: ترکش، یادگاری جنگ.
گفتم: رسیدگی نمی کنند؟
-سالهاست!
- چه کاره ای؟ چقدر درس خوانده ای؟
-اونقدر که پول داشتیم.
فکر می کردم خانه ای داشته باشد.که البته نداشت!
شغل ثابتی که البته نبود!
به خیابان سوم که رسیدیم،تند تند حرف میزد.
ریخته بود بیرون از خودش.
سرعت باد حرفهایش را می برد و آن نصفه ای هم که من می شنیدم کاشکی نشنیده بودم!
کاشکی!
در خیابان چهارم به پشتش زدم. می خواستم به او بفهمانم کمی آهسته تر برود
شاید هم کمی آهسته تر حرف بزند!
لحظه ای مکث کرد.ایستاد. موتور آرام گرفت.
پرسیدم:اهل یک حماسه ی دیگر هستی؟
یعنی اگر باز جنگ بشود، زن و بچه ات را رها می کنی بروی جنگ؟
خنده ای کرد و گفت: هدیه ی ناچیزی ست تقدیم به شما!





تو که دست هایت را دادیٰ  دست های مرا نگرفتند...

 

تو که پرواز کردی مرا محکوم به زیستن کردند...

تو که رفتی مرا پیش خود نگه داشتند...

تو که عاشقانه ترین بیت ها را زندگی کردیٰ  مرا به سکوت خواندند...

تو که دست هایت را دادیٰ  دست های مرا نگرفتند...

تو که چشم هایت را بخشیدی ٰ جهان مرا تاریک کردند...

خوابیدمٰ  خواب دیدمٰ  باد و پلنگ و دشنه و بیشه زار و مردی ...

خوابیدم ٰ خواب من هم پر از هذیان بود و هم پر از تب

خواب من چه برآشفت.

گفه بودی حدس می زنم چه روزگاری خواهد بود.

و پیشگوی تمام نهانخانه های من بودی...

و من امروز از تو هیچ برایم نمانده است...

حتی خرج خمپاره ات را هم خرج کرده امٰ

چفیه ات را گم کرده ام

پلاک تو هم در دسترس نیست

نشانی تو فراتر از بودن ماست

بودن ما تمامی نیستن در بودن

شاید هم بودن در نبودن...

 

حاجی! تو دست هایت را دادی و کسی جز خودت دست مارا نگرفت

نگاهم را دخیل بسته ام به نگاهت که ملکوت است

دعایم کن


 

ای کاش توان سفرم می دادند

آن روز که از تو خبرم می دادند

یا کاش کسی بال مرا می برید

آن روز که در قفس پرم می دادند


مگذار مرا در این هیاهو ٰ بانو

تنها و غریب و سر به زانو ٰ بانو

ای کاش ضمانت دلم را بکنی

تکرار قشنگ بچه آهوٰ  بانو

میلاد کریمه ی اهل بیت(ع) حضرت معصومه(س) مبارک...

 


24 تيرماه 1318 خورشيدي مصادف شده بود با 28 جمادي الاول 1358 قمري، منزل «حاج سيد
جواد خامنه اى» كه مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى بسيار ساده بود،
فرزندي پا به عرصه خاكي گذاشت كه پدرش نام او را « سيدعلي» انتخاب كرد.

رهبر بزرگوار از وضع و حال زندگى خانواده‌شان چنين مى‌گويند:

«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه‌گير... زندگى ما
به‌سختى مى‌گذشت.
من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با
زحمت براى ما
شام تهيّه مى‌كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»

امّا خانه‌اى را كه خانواده سيّدجواد در آن زندگى مى‌كردند، رهبر انقلاب
چنين توصيف
مى‌كنند:

«منزل پدرى من كه در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، يك خانه 60 - 70
مترى در محّله فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زيرزمين تاريك
و خفه‌اى!
هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنابراين كه روحانى و
محل مراجعه
مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زيرزمين مى‌رفتيم تا مهمان برود. بعد
عدّه‌اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه
كردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران كودكى در خانواده‌اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاك و
صميمي، اين‌گونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش
سيد‌محمد به مكتب
سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه‌تأسيس
اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت‌نام كردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن
مدرسه گذراندند.
تحصيل در حوزه علميه «نجف اشرف» و حضور در حوزه عمليه شهر قم در سال 1341 باعث
همراهي ايشان با قيام مردمي «حضرت امام خميني(ره)» شد. بازداشت‌هاي مكرر
ايشان توسط
ساواك كه تعداد آن به عدد شش رسيده بود منجر شد تا رژيم سفاك پهلوي، ايشان را به
شهر ايرانشهر تبعيد كند. همراهي با جريانات انقلاب اسلامي تا پيروزي اين
حركت مردمي
در بهمن ماه 1357 ادامه داشت، پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و
پرتلاش به فعاليّت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديك تر شدن به اهداف انقلاب
اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظير و بسيار مهّم بودند.
آنچه كه پيش رو داريد نظرات چهره‌هاي برجسته سياسي، ديني و اجتماعي و برخي از
سياستمداران است كه رويكرد و عملكرد آنها نسبت به انقلاب اسلامي معاندگونه است؛
پيرامون شخصيت مقام معظم رهبري است:

********


* امام خميني(ره) خطاب به مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري ايشان:

هر موقعي‌كه شما به سفر مي‌رويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويد!


* پيام امام خميني (ره) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبري در 6 تير 60

بسم‌الله الرحمن الرحيم
جناب حجت‌الإسلام آقاى حاج سيدعلى خامنه‏اى دامت افاضاته
خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است، و
خداوند را شكر كه از ابتداى انقلاب شكوهمند اسلامى هر نقشه كه كشيدند و
هر توطئه كه
چيدند و هر سخنرانى كه كردند ملت فداكار را منسجم‏تر و پيوندها را
مستحكم‏تر نمود و
مصداق "لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر "[1] تحقق پيدا كرد. اينان هر جا
سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه
شخصيتها را ترور كردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون
دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين‌بن‌على هستيد
و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه
جنگ و معلمى
آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب
مى‏باشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت
رساندند. اينان با سوء‌قصد به شما عواطف ميليون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور
بلكه جهان جريحه‏دار نمودند.
اينان آن‌قدر از بينش سياسى بى‏نصيبند كه بى‏درنگ پس از سخنان شما در
مجلس و جمعه و
پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به
صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل
غيرانسانى به جاى
برانگيختن و رعب، عزم ميليون‌ها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را
فشرده‏تر نمودند.
آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز
فريب‌خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز
خود را فداى
اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا
نمى‏دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به
دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مى‏رود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق
او حضرت بقية اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت
جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر
مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزيز، تبريك مى‏گويم كه در جبهه‏هاى نبرد با لباس
سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند
تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.
والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
روح اللَّه الموسوى الخمينى
[1] مسند احمد؛ ج 2؛ ص 309؛ كنزالعمال؛ ج 1؛ ص 45؛ ح 115
منبع: صحيفه‌ امام؛ ج ‏14؛ ص 504


* ختم صلوات براي سلامتي

فرزند آيت‌الله العظمي بهجت با اشاره به همزماني روزهاي پاياني عمر پدر بزرگوارشان
با سفر رهبر انقلاب به استان كردستان، در بيان حالت روحي ايشان، به
حساسيت اين مرجع
تقليد نسبت به سلامت رهبري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اين موضوع سبب شد تا معظم‌له
براي سلامتي رهبر انقلاب چندين ختم ويژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر اين
ختم‌ها كه براي سلامتي رهبر انقلاب بوده است تا آخرين ساعت عمر حضرت آيت‌الله بهجت
ادامه داشته است. برخي نيز از پيش‌بيني رهبري آقا چند سال پيش از رهبري توسط ايشان
خبر داده‌اند.


* به تقوايش پي بردم

شهيد آيت‌الله مطهري مي‌فرمايند: سيدعلي خامنه‌اي از نمونه‌هاي ارزنده‌اي است كه
براي آينده موجب اميدواري است. من از اخلاص آقاي خامنه‌اي تعجب مي‌كنم، ايشان هيچ
به دنبال خودنمايي نيست كه بخواهد خودش را مطرح كند و خودش را نشان بدهد، من در
جريان كميته استقبال از حضرت امام بيشتر به تقواي ايشان پي بردم.(به نقل از همسر
شهيد مطهري)
شهيد مطهري در پنجم بهمن 1353 به تجليل از شخصيت آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي پرداخته
است. آيت‌الله خامنه‌اي در آن زمان توسط شهرباني استان خراسان بازداشت شده بود. در
گزارش ساواك آمده است: "مطهري در محل دانشكده الهيات دانشگاه تهران، ضمن
اظهار تأسف
از بازداشت سيدعلي خامنه‌اي اظهار داشته: ما كمتر نمونه ارزنده چون
[آيت‌الله]خامنه‌اي داريم و اين نيروها هم بايد با اين‌گونه هدر روند و گوشه‌هاي
زندان تلف گردند. مطهري پس از ستودن [آيت‌الله]خامنه‌اي او را از عوامل مؤثر در
روشن كردن افكار اجتماع دانسته است... "


* خوشا به حال او

آيت‌الله دكتر شهيد بهشتي، چند ساعت قبل از شهادت‌شان با اشاره به پيامي كه حضرت
امام به آيت‌الله ‌خامنه‌اي فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقاي خامنه‌اي كه
ولي امر مسلمين چنين پيامي را براي ايشان فرستاده است و اين پيام نه براي دنياي
ايشان، بلكه براي آخرت او هم بسيار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنين پيامي از
ولي امر مسلمين از دنيا بروم.


* خورشيد اينجا تابيد و رفت

روزي بعد از ملاقات حضرت آقا باآيت‌الله بهاءالديني از ايشان مي‌پرسند كه
آيا ديروز
مقام معظم رهبري به اينجا آمده بود؟ ايشان در جواب مي‌فرمايند: بله چند دقيقه
خورشيد اينجا تابيد و رفت، او چون خورشيد داراي خير و بركات است.
قبل از رياست جمهوري، روزي آقا به بيت حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني مي‌روند.
آقاي بهاءالديني مي‌فرمايد: "خورشيد لحظه‌اي تابيد و رفت. " زماني براي امضاي قائم
مقامي رهبري، خدمت حضرت آيت‌الله بهاءالديني مي‌رسند، ايشان امضا نمي‌كنند. هر چه
از فرستادگان آقاي منتظري اصرار از ايشان انكار، تا آنجا كه خود آقاي منتظري شخصاً
خدمت ايشان مي‌رسد و تمام كتاب‌هايي را كه درباره ولايت فقيه نوشته است، جلوي روي
آقاي بهاءالديني مي‌چيند. آيت‌الله بهاءالديني تمام كتب را جمع مي‌كنند و به آقاي
منتظري مي‌گويند: "ولايت‌فقيه نوشتني نيست، فهميدني است. " بعد كه از ايشان
مي‌پرسند: آقا چرا ايشان را تأييد نكرديد، مگر شخص ديگري هم مي‌تواند؟ مي‌فرمايند:
نظر ما سيدعلي خامنه‌اي است. آقاي بهاءالديني فرموده است: "البته هيچ كس حاج‌آقا
روح‌الله نمي‌شود، ولي آقا سيدعلي خامنه‌اي حقيقت ولايت‌فقيه هستند و رهبر. از همه
به امام نزديك‌تر است. كسي كه ما به او اميدواريم، آقاي خامنه‌اي است. شما از ما
قبول نمي‌كنيد، ولي اين ديد ماست، نزد ما محرز است آقا سيدعلي خامنه‌اي رهبر آينده
هستند. "
يكي از روزها كه حضرت آقا تشريف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دو شب به حضرت
آيت‌الله العظمي بهاءالديني خبر مي‌دهند كه آقا صبح بعد از نماز مي‌خواهند تشريف
بياورند منزل شما. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به منزل ايشان
مي‌روند كه متوجه مي‌شوند آقاي بهاءالديني، پيرمرد نود ساله جلوي در خانه
ايستاده‌اند. مي‌گويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان
مي‌فرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ
زديد آمده‌ام
استقبال.

* تضعيف شما را حرام مي‌دانم

مرجع تقليد جهان تشيع، حضرتآيت‌الله العظمي گلپايگاني، براي رهبر معظم عباي ظريفي
هديه فرستادند و فرمودند: اگر ديدم كاري را شما انجام مي‌دهيد و خلاف مطلب اسلامي
است، من تذكر مي‌دهم، اگر تغيير داديد بسيار خوب، اگر تغيير نداديد من ديگر صحبت
نمي‌كنم و تضعيف شما را حرام مي‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمين هستيد و
نمي‌خواهم صحبتي كنم در يك فرعي كه شما را تضعيف كرده‌ام.(6)(به نقل از
حجت‌الاسلام
راشد يزدي)


* اميد آينده اسلام

مرحوم آيت‌الله طالقاني تصريح مي‌فرمودند: آقاي خامنه‌اي اميد آينده اسلام است.
آيت‌الله العظمي ميلاني در سنين جواني ايشان را مجتهد خطاب مي‌كند.


* رهبري تالي تلو معصوم(ع)

علامه گران‌قدرآيت‌الله مصباح يزدي مي‌فرمايند: اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبيح به
دست بگيريم و فقط خدا را شكر كنيم كه خدا چنين رهبري را به ما داده، والله معتقدم
كه از عهده شكر اين نعمت برنمي‌آييم. رهبر عزيز ما تالي تلو معصوم(ع) است.


* مثل رهبر عظيم‌الشأن

شهيد محراب، عارف عامل،آيت‌الله دستغيب مي‌فرمايند: چيزي كه بنده نسبت به اين شخص
بزرگ فهميده‌ام اين است كه فردي است خدايي، هوا‌پرست نيست، مقام نمي‌خواهد، قدرت
نمي‌خواهد به دست بگيرد، امتحان خويش را پيش از پيروزي و بعد از پيروزي داده است.
در هر پستي كه بوده، امتحان خودش را داده است. كسي كه امام جمعه تهران
باشد، آن وقت
در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ، مقامي براي خودش قائل
نيست، به عينه مثل رهبر عظيم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگوييد بهتر است
از اينكه رهبر بگوييد. آقاي علي خامنه‌اي هم اين‌جوري است، مقام نمي‌خواهد، مقام
روي او اثر نمي‌گذارد.


* گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است

علامه عظيم‌الشأن حضرتآيت‌الله حسن‌زاده آملي، جلوي حضرت آقا دو زانو
نشسته و ايشان
را مولا خطاب مي‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را
نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند: اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را
نمي‌كردم.
ايشان در جاي ديگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به
دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا مي‌كند كه بدانيم صاحب
تفسير الميزان، علامه عارف آيت‌الله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسن‌زاده
فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج). راهي كه حسن‌زاده در پيش
دارد، خاك آن توتياي چشم طباطبايي. جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه يكي از كتاب‌هاي
خود خطاب به حضرت آقا مي‌نويسد: با سلام و تحيت خالصانه و ارائه ارادت بي پيرايه و
درود نويد جاويد به حضور آن قائد ولي وفي و رائد سائس حفي، مصداق بارز "نرفع درجات
من نشاء " تقديم مي‌گردد و عرض مي‌شود "يا ايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار
عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.
(التمسك بذيل الولايه، حسن حسن‌زاده آملي)
آيت‌الله حسن‌زاده آملي مي‌فرمايند: رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد، عالمي،‌
رهبري، موحدي، سياسي، دينداري، انساني، رباني، پاك منزه، كسي كه دنيا شكارش نكرده،
قدر اين نعمت عظما را كه خدا به شما عطا فرموده، قدر اين رهبر ولي وفي الهي را
بدانيد، مبادا اين جمعيت ما را، مبادا اين كشور ما را، مبادا اين كشور
علوي را، اين
نعمت ولايت را از دست شما بگيرند. خدايا به حق پيامبر و آل پيامبر سايه اين
بزرگ‌مرد، اين رهبر اصيل اسلامي حضرت آيت‌الله معظم خامنه‌اي عزيز را مستدام بدار.


* روح بزرگ ايثارگر

در قسمتي از پيامشهيد رجايي به حضرت آقا، چنين آمده است: به قطع و يقين مي‌دانم كه
روح بزرگ ايثارگر آن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامي را
فيضي عظيم
و الهي مي‌داند و در راه بندگي خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهيدپرور از بذل
جان خويش دريغ نداشته و ندارد.


*شهيد صدوقي: محضر مبارك آيت‌الله العظمي آقاي خامنه‌اي...

در سال 56 به اتفاق آقاي صدوقي و تعدادي از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم برويم به
افرادي كه در تبعيد هستند، سري بزنيم. چون مقام معظم رهبري به ايرانشهر تبعيد شده
بودند، خدمت ايشان رسيديم. به امامت آقاي صدوقي نماز مغرب و عشا را خوانديم. من
شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر، كفش‌هاي خوبي توليد مي‌شود، لذا تصميم گرفتم به
بازار بروم و يك جفت كفش بخرم. كارم يك الي دو ساعت طول كشيد. به خانه آقاي
خامنه‌اي تلفن زدم كه ديگر آقاي صدوقي و آقاي خامنه‌اي براي صرف غذا منتظر من
نباشند و شام را ميل كنند. وقتي برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند.
من وارد كه شدم، آقاي صدوقي به من گفت: "ماشاءالله، ماشاءالله اين آقاي
سيد‌علي آقا
خيلي مُشت‌شان پر است. " صبح روز بعد رفتيم چابهار براي زيارت آقاي مكارم؛ در اين
فاصله، اسم آقاي خامنه‌اي از دهان آقاي صدوقي نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود.
بعد از زيارت آقاي مكارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتي استراحت كنيم.
ايشان گفت من
مي‌خواهم برگردم پيش آقاي خامنه‌اي و بعد حدود دو ساعتي با هم بحث كردند. از لحاظ
علمي آقاي خامنه‌اي، مورد تأييد صددرصد آقاي صدوقي بود.
در زمان انقلاب، بين حزب جمهوري اسلامي و امام جمعه بندرعباس اختلافي در
گرفت. آقاي
صدوقي به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشي بياورم. بعد از تهيه و دادن
گزارش آن به آقاي صدوقي، ايشان پرسيدند: كي به تهران مي‌روي؟ گفتم فردا. ايشان
پاكتي را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: "تقديم به محضر مبارك آيت‌الله‌ العظمي
آقاي خامنه‌اي " پسر آقاي صدوقي اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت‌اللهي
رسيده‌اند؟ آقاي صدوقي از بالاي عينك به پسرش نگاه كرد و گفت: "بله كه آيت‌الله‌
هستند. "(حجت‌الاسلام راشد يزدي)


* سيدنا علي

در نامه‌اي كه شهيد آيت‌الله مصطفي خميني براي يكي از آشنايان نوشته بودند، آمده
است: آقايان خامنه‌اي را خصوصاً سيدنا علي را سلام برسانيد. شهيد محراب آيت‌الله
العظمي صدوقي قبل از انقلاب به آقاي خامنه‌اي مي‌گفتند: آيت‌الله.


* اللهم ايد آيت‌الله العظمي خامنه‌اي

شهيد سپهبد علي صياد شيرازي در قنوت دعاهاي مختلف مي‌خواند؛ ولي در پايان
قنوت دعاي
"اللهم ايد آيت‌الله العظمي خامنه‌اي. اللهم حفظه و وفقه و ثبته " را هميشه قرائت
مي‌كرد.

 

* سر ما و فرمان شما

سيد شهيدان اهل قلم، شهيد سيدمرتضي آويني مي‌نويسد: بسيارند كساني كه مي‌دانند
شمشير زدن در ركاب شما براي پيروزي حق، از همان ثواب در پيشگاه خدا
برخوردار است كه
شمشير زدن در ركاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و
فرمان شما.
شهيد آويني بعد از رحلت امام خميني، خطاب به حضرت آقا مي‌نويسد: عزيز ما، ‌اي وصي
امام عشق، آنان كه معناي ولايت را نمي‌دانند، در كار ما سخت درمانده‌اند. اما شما
خوب مي‌دانيد كه سرچشمه اين تسليم و اطاعت و محبت در كجاست؟ خودتان خوب
مي‌دانيد كه
چقدر شما را دوست مي‌داريم و چقدر دل‌مان مي‌خواست آن روز كه به ديدار شما آمديم،
سر در بغل شما پنهان كنيم و بگرييم. ما طلعت آن عنايت ازلي را در نگاه شما
بازيافتيم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزواي ما را شكست. سر ما و قدم‌تان
كه وصي امام عشق هستيد و نايب امام زمان ـ عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف.


* نعمت‌هاي خدا را خود فراهم مي‌كند

مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي فرموده بودند: امام خميني ـ ‌رحمت الله عليه ـ مظهر
مهابت بود و رهبري مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت‌ها را يك‌جا داد
و امام هم
اين نعمت‌ها را براي استقرار نظام جمهوري اسلامي مصرف كردند؛ ولي نعمت‌ها به حضرت
آقا را، خدا تدريجي به ايشان مي‌دهند و در هر زمان متناسب با شرايط خدا نعمت‌هايي
را به ايشان مي‌دهد. يعني شرايط آن نعمت را خود آقا فراهم مي‌كند.(به نقل از استاد
پرورش)


* آقاي خامنه‌اي هست

آقاي هاشمي رفسنجاني نقل مي‌كند: من نسبت به حضرت امام روي بازتري داشتم
و مسائل را
بي پرده با ايشان مطرح مي‌كردم. يك روز كه خصوصي خدمت معظم‌له رسيده بودم، بي‌پرده
در مورد قائم مقامي رهبري و مشكلاتي كه احتمالاً پيدا مي‌شود، صحبت كردم. حضرت
امام(ره) در آن جلسه فرمود: شما در بن بست نخواهيد بود، آقاي خامنه‌اي در ميان شما
هست؛ چرا خودتان نمي‌دانيد؟!
اين جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام براي
مقام معظم
رهبري، كلمه برادر را به كار مي‌بردند. قطعاً اين تعبير بي‌معنا نبود. ما آن روزها
از اين تعبيرات، به موضوع رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي منتقل نشديم. اما گفته‌هاي
امام خميني(ره) نشانگر اين است كه معظم‌له، آيت‌الله خامنه‌اي را شايسته اين كار
مي‌دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: "الحق ايشان شايستگي رهبري را
دارند. "


* آيت‌الله شاهرودي: علم اعطايي خدا را ديدم

چهارشنبه شب‌ها، آقا جلسه‌اي دارند كه ده تن از علما جمع مي‌شوند. آقايان محمدي
گيلاني، خزعلي، بهجتي، امامي‌كاشاني، مؤمن، شيخ محمد‌ يزدي، سيد‌جعفر كريمي، آقاي
شاهرودي و آملي لاريجاني حضور دارند.
گاهي هم ما آنجا مي‌رويم. يك‌بار خيلي غوغا و سر و صدا شد. بحث پيرامون يك مسئله
فقهي پيچيده بود. بعد از اتمام جلسه، آقاي شاهرودي به من گفت، امشب من "العلم نور
يقذف الله في قلب من يشاء " را درك كردم. يعني آقا مچ همه را پيچانده بود. (به نقل
از حجت‌الاسلام راشد يزدي)


* هر چه ايشان گفت، گوش كنيم

در سال 69 بنده به حاج احمدآقا خميني گفتم كه شما طي يك سخنراني اعلام
كرديد كه "هر
كس بين اطاعت از مقام معظم رهبري و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمريكاست
" كه ايشان با تأييد دوباره اين سخن گفتند، بنده از روي اعتقاد اين حرف را زده‌ام.
بعد ايشان فرمودند: برخي از اين افراد دور من را گرفته‌اند كه بنده را در مقابل
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي قرار دهند كه من متوجه شدم و توي دهن‌شان زدم.
حاج احمدآقا در ادامه فرمود: بايد به اين احمق‌هايي كه مي‌گويند آقاي خامنه‌اي
نبايد رهبر شود، گفت "پس چه كسي؟ " اگر نظر آن‌ها بر روي فلاني است، او كه حتي
توانايي اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به يك مملكت.
همچنين ايشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظري، يعني سال 1365، سران
قواي سه‌گانه
كشور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقاي منتظري نيز با امام راحل(ره) ملاقاتي
داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند كه يك‌دفعه امام خميني برخلاف معمول بدون
زدن در، با ناراحتي وارد اتاق مي‌شود.
بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در اين جلسه خود ايشان، ميرحسين موسوي با منصب
نخست‌وزيري، موسوي اردبيلي رئيس قوه قضاييه، هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس و آيت‌الله
خامنه‌اي نيز با سمت رياست جمهوري حضور داشتند.
امام(ره) با ناراحتي تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظري به درد رهبري نمي‌خورد،
مجلس خبرگان رأي بر شايستگي او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم، ولي
امروز به صورت صريح اين سخن را تكرار مي‌كنم.
در آن وضعيت سكوت عميقي در جلسه حاكم شد كه آيت‌الله خامنه‌اي با طرح اين سئوال كه
پس چه كسي عهده‌دار رهبري شود؟ سكوت را شكستند كه در همين لحظه امام بدون
كوچك‌ترين
مكثي انگشت اشاره را به سوي حضرت خامنه‌اي گرفتند و گفتند: "خود شما، مگر شما از
ديگران چه كم داريد؟ "
وي گفت: سكوت بيشتر شد تا حدي كه نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبري خطاب
به امام گفتند: "اين مسئله كه شما مي‌فرماييد موضوع جديدي است، بنده مي‌خواستم شما
به اعضاي اين جلسه حكم ولايي كنيد كه ما حق دم زدن از اين جلسه را نداريم تا زماني
كه خود شما حكم بفرماييد. " امام نيز اين حكم را كردند. (به نقل از آيت‌الله خزعلي)
حاج احمد آقا مي‌فرمايند: بايد در كنار نظام‌مان پشت سر رهبري قرار
بگيريم. رهبر ما
شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌هاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در
زندان‌هاي
سفاك پهلوي به سر برده... هيچ كس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام
اسلامي، از اصول خدشه‌ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستور رهبري عمل
كنند... ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي حركت
كنيم. هر چه ايشان گفت، گوش كنيم. اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه
نقص از ماست... قاطع‌تر پشت رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند.
همان‌طور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنه‌اي، اطاعت از امام
است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس
بگويد كه اطاعت
از امام غير از اطاعت از آيت‌الله خامنه‌اي است، در خط آمريكاست.
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچك‌ترين قدمي را
عليه رهبري و
بر خلاف رهبري و حتي بر خلاف ميل رهبري بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنين
پيماني را
تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز
مي‌شويم... به حسن
و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت
كنند و از آن
منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام
كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است.
مرحوم حاج احمد آقاي خميني مي‌فرمودند: بر خود واجب مي‌دانم شهادت دهم زندگي داخلي
آيت‌الله خامنه‌اي، نه از باب اينكه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته
باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلاب
ايران بگويم.
من از داخل منزل ايشان مطلع هستم، مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر
سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل
ايشان رفتم،
يك فرش مندرس آنجا بود، من از زبري فرش به موكت پناه بردم.
در ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با حاج احمدآقاي خميني داشته‌اند، ايشان مي‌فرمايد:
حضرت امام بارها از جناب‌عالي به‌عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام
بردند.

 

 

* استعداد مرجعيت

حاج آقاي ميردامادي، دايي حضرت آقا، نقل مي‌كنند: مرحوم آقا سيدهاشم ميردامادي،
پدربزرگ مادري آقا و مرحوم آيت‌الله سيدجواد خامنه‌اي پدر ايشان عنايت
خاصي به حضرت
آقا داشته‌اند و بارها مي‌فرمودند: علي آقا آينده خوبي دارد. آيت‌الله حاج شيخ
مرتضي حائري به آقاي خامنه‌اي فرموده بود: آقاي آقا سيدعلي‌آقا من با اين استعدادي
كه در شما مي‌بينم، شما يا يك مرجع تقليد مي‌شويد يا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.

* كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنيا، هم‌پاى آقا نديده‌ام

مرحوم بهلول مي‌گويد: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زيادى را ديده‌ام؛
اما كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنيا، هم پاى "آقا " ]آيت الله
خامنه‌اي [ نديده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزديك مى‌بيند، حس مى‌كند
كه ذره‌اى ميل به دنيا در او وجود ندارد.
واقعاً در اين مقطع، من هيچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنيا، مثل او نمى
شناسم. آخرين بارى كه در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست كه قبل
از انقلاب، يك شب در مسجد طرقبه منبر بوديد؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستيد از
مسجد بيرون بياييد، چون تاريك بود، من آمدم دستتان را بگيرم و كمكتان كنم؛ اما
دستتان را كشيديد و گفتيد: من چشمانم خوب مى‌بيند؛ تا جايى كه هنوز زير نور ماه،
خاطره مى‌نويسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بينايى تان در همان حد هست؟ من گفتم:
آقا! حالا
زير نور خورشيد هم ديگر نمى توانم بنويسم. بعد آقا گفت: اخيراً كمتر به ما سر مى
زنيد. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ايران هستيد؛ من اگر وقت شما را
بگيرم، مثل
اين است كه وقت همه ايرانى ها را گرفته‌ام.


* مرحبا به سيدحسن

قبل از انقلاب، وقتي حضرت آقا جوان بودند، همراهشهيد هاشمي‌نژاد سفري به رشت
داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اينكه آيا شخص عالم و عارفي هست
كه براي كسب
فيض به ديدار ايشان بروند از مردم مي‌پرسند. نشاني شخصي به نام آقا سيدصفي را به
آقا مي‌دهند كه گويا داراي كراماتي بودند. حضرت آقا به همراه شهيد هاشمي‌نژاد، قصد
ديدار آقا سيدصفي را مي‌كنند و به منزل ايشان مي‌روند. آقا سيدصفي در حالي كه
عده‌اي شيخ و مريد دور ايشان حلقه زده بودند، هنگامي كه چشمشان به حضرت آقا
مي‌افتد، بلند مي‌شوند و با حالت استقبال به طرف آقا مي‌آيند و آقا را اين‌گونه
خطاب مي‌كنند كه: مرحبا به سيدحسن، اين در حالي بوده كه طرفين همديگر را
نمي‌شناخته
و نديده بودند. آقا مي‌فرمايند من سيد حسيني هستم نه حسني، آقا سيدصفي اشاره
مي‌كنند كه مادر شما سيدحسني هستند و شما از طرف مادر حسني هستيد. سپس با حضرت آقا
مشغول صحبت مي‌شوند و اشاره مي‌كنند كه شما در آينده مقامي پيدا مي‌كنيد كه امور
اين مملكت تحت امر شماست، حضرت آقا هم مي‌پرسند: شما از آينده من گفتيد، آينده
خودتان را هم ديده‌ايد؟ آقا سيدصفي با تأمل و درنگ مي‌گويد: من و همسرم يك سال
بيشتر زنده نيستيم...
يك‌سال ديگر كه حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجراي تصادف خونيني را در روزنامه
مي‌خوانند كه نام آقاسيدصفي نيز در بين كشته‌گان بوده است.(به نقل از حجت‌‌الاسلام
و المسلمين كاظم صديقي)


* رهبر، خود شما

مرحوم حاج احمد آقاي خميني تعريف كرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگي سران قوا در
دفاتر يكي از آن‌ها يا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار مي‌شد. در يك
جلسه‌اي كه در جماران تشكيل شده بود، من، آيت‌الله خامنه‌اي، آقاي موسوي‌اردبيلي،
آقاي ميرحسين موسوي، آقاي هاشمي رفسنجاني حضور داشتيم. از قرار اتفاق، در همان روز
آقاي منتظري نيز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقاي منتظري
ملاقات مي‌كرد، بعد از جلسه برافروخته و عصباني بودند، به‌طوري كه در
چهره‌شان مشخص
و نمايان بود. در وسط جلسه بوديم كه ناگهان امام بدون در زدن، يك‌دفعه با حال
عصبانيت شديد و برافروختگي وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با
قائم‌مقامي آقاي منتظري مخالف بودم، ايشان به درد رهبري بعد از من
نمي‌خورد. " جلسه
امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در يك سكوت سنگيني فرو رفتيم و همه متحير از
اين جملات بوديم؛ چون سابقه نداشت و حضور غير منتظره امام هم نشان از اهميت موضوع
بود. بعد از مدتي سكوت، آقاي خامنه‌اي شروع به صحبت كردند كه: آقاي منتظري شاگرد
شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولاني‌مدت رفتند و... و از آقاي
منتظري تعريف كردند و در آخر هم آقاي خامنه‌اي گفتند كه خُب اگر ايشان
نباشد چه كسي
باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقاي
حبيبي دبير كل مؤتلفه)
امام خميني بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از رياست جمهوري حضرت
آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: "خداوند ذخيره انقلاب را حفظ كرد. " علي‌محمد بشارتي
نقل مي‌كند: در تابستان سال 58 هنگامي كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم
كه آقاي شريعتمداري در مشهد گفته بود: "من بالاخره عليه امام اعلام جنگ مي‌كنم. "
خدمت امام رسيديم و ضمن ارائه گزارشي، خبر مذكور را هم گفتند. ايشان سرش پايين بود
و گوش مي‌داد. اين جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: "اين‌ها چه مي‌گويند؟!
پيروزي ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق مي‌شويم، در اينجا حكومت اسلامي تشكيل
مي‌دهيم و پرچم را به صاحب پرچم مي‌سپاريم. " پرسيدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و
جواب ندادند.
حضرت امام مي‌فرمايند: يك نفر را مثل آقاي خامنه‌اي پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام
باشد و خدمتگذار، و بناي قلبي‌اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا
نمي‌كنيد، ايشان را من سال‌هاي طولاني مي‌شناسم.
حضرت امام خميني در پيامي به مناسبت ترور آيت‌الله خامنه‌اي نوشتند: اكنون دشمنان
انقلاب، با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم(ص) و خاندان حسين بن علي(ع)
هستيد... عواطف ميليون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلكه جهان، جريحه‌دار
نمودند... من به شما خامنه‌اي عزيز تبريك مي‌گويم كه در جبهه‌هاي نبرد با لباس
سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند
تعالي، سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.


* خامنه‌اي، دنيا و آخرت ماست

حجت الاسلام سيدحسن نصرالله، رهبر مقاومت اسلامي لبنان مي گويد: خداوند تعالي،
پيامبر يا امام معصوم(ع) را ـ به آن خاطر كه معصوم‌اند ـ به ولايت امر برمي‌گزيند،
صفاتي چون علم و زهد و حكمت و شجاعت و ابهت در او متجلي است و هنگامي كه امام
معصوم(ع)، غايب است بر ماست كه به دنبال اين صفات در شخصي بگرديم كه بيش از ديگران
آن‌ها را در خود داراست. البته بايد فقيهي عادل باشد و نه فقط كسي كه از حرام الهي
اجتناب مي‌كند. او بايد زاهد دنيا و شجاع و كاردان و حكيم و بصير و مدبر باشد. در
امتداد زمان و طول تاريخ ما، فقهايي از اين نوع بوده‌اند و زمانه از فقهايي
اين‌چنين خالي نبوده است. امانت را به دوش كشيدند و از آن به تناسب ظرف زماني و
شرايطي كه در آن حضور داشتند محافظت كردند. تا اينكه خداوند تعالي به مرجع بزرگ و
فقيه گرانقدر اين زمانه، امام خميني(ره) توفيق داد تا اين پيروزي تاريخي مداوم را
به وجود آورد. شخصيت امام خميني(رحمت الله عليه) به نحوي در چشم‌ها و عقل‌ها و
قلب‌ها بروز يافت كه هيچ كدام از ما تصور نمي‌كرد در طول تاريخ ما، فقهايي به اين
بزرگي بروز يافته باشند، البته در تاريخ ما فقهاي بسيار بزرگي بوده‌اند اما ظرف
زماني و شرايط آن‌ها متفاوت بوده است.
مسأله مهم آن است كه در اين زمانه، ‌امام خميني(ره) ظهور كرد كه گر چه معصوم نبود
اما اين ويژگي‌ها و اوصاف در او جمع بود: علم،‌ شجاعت، اخلاص، زهد، ورع، عرفان و
تدبير. به اين واسطه بود كه بعد از قرن‌هاي متمادي مظلوميتي كه ابتدا داشت و انتها
نداشت، به مدد الهي توانستيم در اين زمان و به دست امام خميني(ره) دولت آل محمد را
برپا كنيم كه اين دولت نيز هر روز بيشتر از روز قبل خود، عزت و قوت و كرامت به دست
آورد. سپس حضرت امام رحلت كردند و ولي فقيه جديدي براي ما متجلي شد كه
شخصيت و صفات
امام خميني را دارا بود به نام آقاي خامنه‌اي كه او همان امام خميني است كه اينك
ولي امر ماست.
اي خواهران و برادران! براي ما و همه مسلمين در سراسر جهان يك ولي امر وجود دارد و
حال اگر بيشتر مسلمانان نمي‌خواهند از ايشان تبعيت كنند مشكل خودشان است چنانچه
پيش‌تر نيز بسياري از مردم، از پيامبر و امامان معصوم تبعيت نكردند ولي اين بدان
معنا كه امام، امام و پيامبر، پيامبر نبود نمي‌باشد. ما ولي امري داريم كه نائب
امام مهدي(عج) است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاكي و صفات نيكو و پرهيزگاري و
به طور هم‌زمان، شجاعت، قدرت، حكمت، تدبير و بصيرت او آگاهيم. او با آمريكا و
اتحاديه اروپا و كشورهاي تحت سلطه‌شان كه منطقه خليج را پر كرده‌اند به مبارزه
برخاسته است. خدا بر ما منت نهاده كه او را به ولايت امر ما برگزيده است. او مردي
آگاه و شخصيتي استثنايي است كه اگر همه حوزه‌هاي علميه و كشورهاي اسلامي‌مان را
جست‌وجو كنيم، فقيهي از ميان فقهاي شيعه نمي‌يابيم كه اين‌چنين بزرگي‌ها و صفات
متعالي در او جمع شده باشند بدان پايه كه در رهبر ما حضرت آيت‌الله خامنه‌اي
به‌عنوان ولي امر جمع شده‌اند.
اگر آخرت را بخواهيم، آخرت ما با ولي امر و نائب حضرت حجت(عج) است و
همچنين اگر عزت
و شرف و كرامت دنيا را نيز بخواهيم، به آن نمي‌رسيم مگر با ولي امر. حتي براي اين
جنبش مقاومت بزرگ كه بدان توجه شده است و در جهان عرب يك پديده استثنايي است و ما
به‌واسطه آن سرمان را بالا گرفته‌ايم و به آن افتخار مي‌كنيم، اگر شخصي به‌نام روح
الله الموسوي الخميني نبود، اثري از آن در لبنان نمي‌بود و بعد از آن نيز اگر شخصي
به نام سيدعلي حسيني خامنه‌اي نبود، استمرار نمي‌يافت.


* مجري شريعت محمدي(ص) است

دكتر محمد نمر احمد زغموت، رئيس مجلس‌اسلامي فلسطين در لبنان مي گويد: و روايات
پيامبر بر وحدت اسلامي تأكيد دارند؛ به همين خاطر، سخنان و افكار امام خامنه‌اي ـ
خداوند ايشان را نصرت دهد ـ كه به مثابه امانت‌دار امت و امير
مسلمانان‌اند در دعوت
دائمي مسلمانان به وحدت، دور از ذهن نيست مانند تأكيد ايشان بر عدم تفرقه و جدايي
مسلمانان كه عامل ضعف‌شان مي‌باشد، لذا از خداوند مي‌خواهيم كه صف‌هاي مسلمانان را
واحد گردانده و بر آنچه مورد رضايت اوست جمع‌شان كند.
مي‌دانيم كه مسلمانان مؤمن در برابر تهديدات و فشارهاي مستكبران، خضوع نمي‌كنند و
سرشان را بالا گرفته و آزادانه سخن مي‌گويند و به بندگي تن نمي‌دهند. ما سخن امام
حسين(ع) را مي‌دانيم كه فرمود: "هيهات منا الذلة " و امروز جمهوري اسلامي ايران
تنها كشوري است كه بر اين شعار تطبيق مي‌كند.
رهبر انقلاب اسلامي تأكيد مي‌كنند كه بر همه ملت‌هاي مسلمان واجب شرعي است تا از
نهضت ملت مظلوم فلسطين دفاع كنند و در اين راه بر لزوم همكاري بين دولت‌هاي اسلامي
و تلاش دولت ايران تأكيد مي‌كنند كه در واقع ايشان به تكليف شرعي‌شان عمل مي‌كنند.
ايشان به‌خوبي از جايگاه بلند فلسطين و قدس در ميان مسلمانان و آزادي‌خواهان جهان،
مطلع‌اند، لذا براي انجام تكليف شرعي در قبال مسئلة فلسطين و فلسطيني‌ها قيام
كرده‌اند و پرچم جهاد را بر دوش گرفته‌اند و تاكيد مي‌كنند كه جهاد در امت اسلامي
تا روز قيامت پابرجاست.
دكتر زغموت به اين سخن از آيت‌الله خامنه‌اي اشاره كرده "انقلاب اسلامي در ايران
براي حاكميت ارزش‌هاي معنوي بوده است " و افزود: حاكميت ارزش‌هاي معنوي، مبتني بر
اصول اسلامي است و امروز جمهوري اسلامي ايران، به رهبري آيت‌الله خامنه‌اي، در روش
و عمل و قوانين خود بر اسلام متكي است و هر فشاري هم كه بر آن وارد كنند جز اين
اصول بر آن حكم نخواهد كرد.
دكتر زغموت به تأكيد آيت‌الله خامنه‌اي در زبان و عمل بر التزام به قرآن‌كريم و
لزوم پايبندي مسلمانان به روح تعاليم قرآني اشاره كرده و افزود: آيت‌الله خامنه‌اي
به حديث نبوي كه مي‌گويد "خيركم من تعلم القرآن و علمه " باور دارند و قصد دارند
اين سيره را در ميان مسلمانان گسترش دهند و از مسلمانان مي‌خواهند كه قرآن را
بخوانند و قانون و كتاب‌شان كه به‌وسيله آن خداوند را در دنيا و آخرت‌ ملاقات
خواهند كرد را بفهمند. شكي نيست كه ايشان به خوبي اين مسائل را مي‌دانند
و مطابق با
آن رفتار مي‌كنند.
ما به آيت‌الله خامنه‌اي نگاه يك رهبر شيعي را نداريم، بلكه ايشان را يك رهبر
اسلامي از خاندان مولاي ما رسول‌الله(ص) مي‌دانيم كه شريعت محمدي را اجرا مي‌كند و
بدون توجه به اختلاف مذاهب، به وحدت مسلمين دعوت مي‌نمايد و نمي‌گويد كه ايران،
شيعي يا سني است بلكه مي‌گويد ايران، اسلامي است.
آيت‌الله خامنه‌اي چيزي را كه امام خميني به ارث گذاشتند ادامه داده‌اند و امام
خميني بر حركت جهادي در راه خدا و مقابل مستكبرين تأكيد كردند و آيت‌الله خامنه‌اي
همان مسير را پيمودند و در واقع آن‌ها امروز، راه سرورم رسول‌الله(ص) را پوئيدند.
از خدا مي‌خواهم كه صفوف مسلمانان را وحدت بخشد و پشتيبان آن‌ها باشد و پايدارشان
كند و آنان را بر دشمنان‌شان از قبيل طاغوت‌ها و سپس مفسدان زمين، صهيونيست‌هاي
تروريست غاصب سرزمين فلسطين پيروز نمايد و از خداوند مي‌خواهم كه مسجد الأقصي را
زير سايه "لا اله الا الله و محمد رسول الله " و جهاد به ما بازگرداند و آيت‌الله
خامنه‌اي در رأس مجموعه آزادكنندگان أقصي باشند.


* در برابر نسيم، بركاتش وديعة خداست

"عفاف الحكيم "، مسئول انجمن‌هاي زنان حزب الله و رئيس انجمن حمايت از
زنان در امور
اجتماعي لبنان مي گويد: ما در لبنان هميشه منتظر خطابه‌ها و سخنان مقام‌معظم‌رهبري
هستيم و از تمام توصيه‌هاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف بهره‌مند مي‌شويم، به‌ويژه در
اين برهه زماني حساس كه ما به رهبري مخلص و الهي نيازمنديم كه توانايي
راهبري جامعه
اسلامي را داشته باشد و به جرأت مي‌توانم بگويم كه اين رهبري در شخصيت آيت‌الله
سيدعلي خامنه‌اي نمايان است؛ شخصيتي كه فرزانگي‌اش طمأنينه و اعتماد را در وجود هر
شخص وفادار به اسلام مي‌كارد.
----------
بدون شك جهت‌گيري‌هاي استوار و مقاوم مقام‌معظم‌رهبري، تأثير بزرگي در وجدان
مسلمانان، به‌ويژه ميان مردم لبنان دارد و استقامت مردم لبنان در مواجهه با رژيم
اسرائيل و استكبار جهاني از بركات رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي است كه
از چشمه‌هاي
حكمت و فرزانگي كه خداوند در وجود ايشان به وديعه نهاده است، سرچشمه مي‌گيرد.
----------
بنده به‌عنوان شركت‌كننده در همايش‌هاي مختلف و پي‌گير دائمي حضور مقام ‌معظم
‌رهبري در مجالس گوناگون و مناسبت‌هاي مختلف، حاضران در اين مجالس و همچنين كساني
كه در پي تحكيم وحدت اسلامي و برجسته‌سازي قضيه فلسطين در سطح جهاني هستند را نسبت
به اظهارات قاطع ايشان اميدوار مي‌بينم و آنان نقش آيت‌الله خامنه‌اي را در جهان
اسلام و تصميم‌گيري براي قضيه فلسطين برجسته و سرنوشت‌ساز مي‌دانند.
----------
بدون ترديد جمهوري اسلامي ايران امروزه در قلب هر مسلمان واقعي داراي جايگاه بلندي
است، من در طي مسافرتم به كشورهاي اسلامي مختلف ميزان علاقه، اثرپذيري و تقدير
ديگران نسبت به رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را مشاهده كرده‌ام و مسلمانان واقعي
مي‌دانند كه تنها راه خلاص آنان از تفرقه، لبيك و تمسك به وحدت اسلامي است كه رهبر
معظم انقلاب آن را ندا مي‌دهد و در پي تحكيم آن است و زعامت ايشان به ما قدرت
مقاومت در برابر دشمنان را مي‌دهد.
----------
ما افتخار مي‌كنيم كه "جمعيت القرآن‌الكريم " لبنان جزئي از انجمن قرآني ايران است
و وجود هشت هزار حافظ قرآن كريم در لبنان ـ كه پيش از اين بي‌سابقه بوده است ـ
نتيجه تأثير جمهوري اسلامي ايران و نقش حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در گسترش حضور قرآن
در منازل ما و جامعه ماست.


* در سيمايش نور قرآن پيداست

شيخ محمد احمد بسيوني، قاري مشهور و شناخته‌شدة مصري مي گويد: از نظر توجه به
قاريان و حافظان قران كريم، در ميان حاكمان دولت‌هاي اسلامي، نظير و مشابهي نيست.
رهبر انقلاب اسلامي ايران، توجه خاصي به قراء و فعالان عرصه قرآن دارند و قراء
ايراني و غيرايراني را به يك ميزان تكريم مي‌كنند. به‌علاوه اينكه خودم تأثر شديد
ايشان از قرائت آيات قرآن و جاري شدن اشك از چشمان ايشان در هنگام
تلاوت‌ها را ديدم
و نور قرآن را در سيماي ايشان مشاهده كردم.
بسيوني، برقراري مسابقات سالانه قرآن‌كريم و حفظ آن، با عنايت خاص رهبر انقلاب
اسلامي را از ويژگي‌هاي خاص ايشان دانست و افزود: از زماني كه ايشان تصدي
فعاليت‌هاي مذهبي و قرآني را به عهده دارند امكان گسترش مفاهيم و ارزش‌هاي اسلامي
در جمهوري اسلامي ايران در سطحي عالي و همچنين گسترش بيشتر اين‌گونه فعاليت‌ها در
سطح جهاني، ميسر شده است.
شكي نيست كه نقش و رهبري بارز امام خميني و امام خامنه‌اي، عنصري اساسي در تبيين
چهره انقلاب اسلامي ايران داشته است. آيت‌الله خامنه‌اي يكي از بارزترين رهبران
جهان اسلام در گسترش موفق تعاليم اسلامي‌اند كه در اين راه پايداري و مقاومت
كرده‌اند.
----------
بسيوني، از آرزوي خويش براي پيروزي جمهوري اسلامي ايران بر دشمنانش سخن گفت و
افزود: ايران مواجهه با هجمه فرهنگي و تبليغاتي گسترده از سوي دشمناني
است كه او را
خطرناك و تروريست معرفي مي‌كنند در حالي كه واقعيت جز اين است و جمهوري اسلامي
ايران با تدبير رهبر شايسته خود در راستاي تقويت وحدت و تحكيم روابط مسلمين گام
برمي‌دارد.
او تأثر رهبر انقلاب اسلامي ايران از تلاوت آيات قرآن را دليل صفا و خلوص قلبي
ايشان مي‌داند كه اين تأثر از كلام وحياني در جهان اسلام، كم‌نظير است.


* يكتاي عالم روحانيت

زين‌العابدين حيدري، خبرنگار شبكه ماهواره‌اي الفرات عراق مي گويد: چندي پيش كه
هيات بلندپايه عراقي به تهران آمده بود. يكي از اشخاصي كه در اين جمع، خدمت رهبري
رسيده بود، بعد از اين ديدار چنين مي‌گفت كه "بسياري از اعضاي خانواده من از
روحانيون بنام عراق هستند و در عراق نيز با محافل روحانيت عراق ارتباطات زيادي
دارم، اما وقتي آيت‌الله خامنه‌اي را ديدم به شدت تحت تاثير اخلاق و منش
ايشان قرار
گرفتم و ايشان تنها روحاني بود كه با ديدنشان بي‌اختيار اشك ريختم. "
اين شخص بعد از اين ديدار مدام اين جمله را تكرار مي‌كرد كه "من روحاني
نديده نيستم
اما آيت‌الله خامنه‌اي در ميان علما و روحانيون جهان اسلام وجهه ممتازي دارند. "
"ايشان در پي وقوع رخدادهاي بعد از انتخابات ايران و در حاليكه اكثر رجال
سياسي راه
اشتباه را طي مي‌كردند، با درايت و حكمت توانستند ايران را از اين مرحله
عبور دهند؛
گرچه دشمنان ايران در يك تلاش دست‌جمعي، سعي مي‌كردند ايران هرچه بيشتر در اين
وضعيت بماند. در زماني كه غني‌سازي اورانيوم براي مدتي از سوي ايران به حال تعليق
درآمد، اين رهبر ايران بود كه دستور داد تا چرخه سوخت دوباره به راه افتد و امروز
هم با درايت ايشان، غرب در مقابل ايران هسته‌اي به يك بن‌بست رسيده است.


* اگر اهل بهشت باشم، دعايتان مي‌كنم

شيخ محمود عيد، مدير مركز اسلامي آرژانتين مي گويد: مردم آرژانتين به
انقلاب اسلامي
ايران خيلي علاقه‌مندند؛ زيرا انقلاب اسلامي ايران در مقابل استكبار جهاني به
سركردگي آمريكا و صهيونيست ايستاده است.
پنج سال پيش با گروه 22 نفري از فارغ‌التحصيلان طلاب خارجي به محضر مقام
معظم رهبري
رفتيم و دو نفر از طلاب ـ يكي از تركيه و ديگري از پاكستان ـ قرار بود سخنراني
كنند. بعد از طلبه تركيه‌اي، آن طلبه ديگر هنگام سخنراني دچار اضطراب شد و دستانش
به شدت مي‌لرزيد، حضرت آقا فرمود اگر به خاطر من است كه من صفر و هيچ هستم، شما
راحت باشيد.
وقتي اين سخن را شنيديم، همگي به گريه افتاديم. بعد از مراسم به نوبت دست ايشان را
بوسيديم. در اين ميان يك طلبه آذربايجاني به ايشان گفت: در روز قيامت ما را دعا
كنيد. آيت‌الله خامنه‌اي فرمود: اگر من اهل بهشت باشم، دعايتان مي‌كنم و اگر شما
اهل بهشت باشيد، مرا دعا كنيد. آن ديدار، شيرين‌ترين خاطره عمر من است و هميشه دعا
مي‌كنم دوباره تكرار شود.

 

** سر تعظيم سياستمداران

*پوتين: مسيح را در ايران ديدم

چند سال پيش پوتين، رئيس‌جمهور وقت روسيه، براي نخستين بار در طول سي سال
انقلاب به
ايران سفر كرد.
پوتين، شخصيتي بسيار چارچوب‌مند و منضبط بر اصول ديپلماسي است، اما با اين حال
چندبار پرسيده بود كه ديدار با رهبر جمهوري اسلامي آيا انجام مي‌شود يا نه. ديدار
انجام شد. در اين ديدار رهبري به نكاتي از تاريخ شوروي و قبل از آن اشاره مي‌كنند
كه براي رئيس‌جمهور وقت روسيه جديد بوده است، پس از ديدار مسئولين دستگاه ديپلماسي
مي‌گفتند رفتار وي تغيير كرده بود و شخصاً و نه از طريق وزير خارجة خود، به وزير
خارجه وقت كشورمان گفته بود كه شما حتماً سفري به روسيه داشته باشيد تا با هم
گفت‌وگو كنيم.
در برگشت به كشور روسيه، خبرنگاري از وي درباره نظرش راجع به رهبري ايران
مي‌پرسد و
وي در پاسخ مي‌گويد: "من مسيح را نديده‌ام، اما تعاريف او را در انجيل شنيده و
خوانده‌ام، من مسيح را در رهبري ايران

سيد پا برهنه

 

سيد غلام رضا( حميد) مير افضلي

ولادت:‌۱۳۳۵/رفسنجان/كرمان

شهادت:۱۳۶۲/ جزيره ي مجنون/عمليات خيبر

 

 

حاج همت كه توي ورودي سنگر ايستاد،همه ي نگاههايه سمتش چرخيد.

خسته به نظر ميرسيد.

خاك و اشك روي گونه هايش به هم اميخته بود.

فرصتي براي استراحت نداشت.

همان طور كه ايستاده بود رو كرد به حاج قاسم و گفت: حاجي يه دسته نيرو مي خوام...

تا چند روز پيش حاج همت يك لشگر نيرو را هدايت مي كرد اما حالا آن قدر تنها شده بود كه ...

حاج قاسم به سيد اشاره كرد و گفت همراه حاجي برود به مقر يكي از گردان هاي لشگر ثارالله

كه توي جزيره ي مجنون بود و هرچند تا نيرو كه مي خواهد به او بدهد .

حاجي از همه خداحافظي كرد و رفت به طرف موتورش.

سيد هم با پاي برهنه دنبالش راه افتاد تا به موتور برسد.

موتور را روشن كرد و سيد، پابرهنه پشت سرش نشست و حركت كردند.

هنوز چند دقيقه از حركتشان نگذشته بود كه...


 در چند عملياتي كه با هم بوديم نديدم كفش بپوشد.

موقع عمليات كه ميشد كفش هايش را در مي آورد و با پاي برهنه مب رفت عمليات.

علتش را كه مي پرسيديم ميگفت: با پاي برهنه راحت ترم.

توي عمليات بيت المقدس وقتي بچه ها دشمن را از جفير عقب راندند،

سيد با پاي برهنه رفت روي جاده و ايستاد به نماز...


حدود سي نفر بوديم كه تمام شب را پياده روي كرده بوديم.

گرماي مرداد ماه بود و بچه ها تمام آب قمقمه هايشان را خورده بودند.

نزديك غروب سيد رفت روي خاكريز

 و با دست لبه ي خاكريز را به اندازه اي كه چشمش آن طرف را ببيند پايين آورد.

نگاهي در منطقه چرخاند و گفت: كفشاتون رو در بيارين

اسلحه هاتون رو هم بذارين زمين.بعد پشت سر هم راه بيافتين.

اسلحه هايمان را زمين گذاشتيم و مثل سيد با پاي برهنه راه افتاديم توي كانال.

سيد يك راست مارا برد سر يك چاه آب كه قبلا موقع شناسايي ديده بود و مكانش را در ذهن داشت.

اما چرا با دست خالي و پاي برهنه... نمي دانم!


دود غليظي همه جا را فرا گرفت و موج انفجار براي چند لحظه گيجم كرد.

از وسط گرد و غبار و دود بيرون آمدم و بي توجه به اينكه با چه كساني بودم چند قدم جلوتر رفتم.

متوجه موتور كنار جاده شدم رفتم جلوتر و ديدم دو جنازه روي زمين افتاده.

بر اثر موج انفجار حواسم درست كار نميكرد.

 با خودم گفتم اين دو نفر كي اينجا افتاده اند كه من از صبح تا حالا نديدمشان. 

از موتور پياده شدم و به طرفشان رفتم.

اولين شهيد را كه برگرداندم تمام بدنش سالم بود فقط صورت نداشت

حاج همت بود...

يك مرتبه همه چيز يادم آمد.رفتم سراغ جنازه ي دوم.

لباس سبزش ترسم را بيشتر كرد

خودش بود

سيد...

او هم مثل حاج همت صورت نداشت ...

                                                                           سيد پابرهنه

                                             رواياتي از زندگي سردار شهيد سيد حميد ميرافضلي

                                                                    بازنويسي: احمد ايزدي


 پي نوشت:

خدايا!

ياري ام ده تا عيب اين و آن نگويم

كه فقط بر ظاهر آنها بينا هستم و از درونشان بي خبر

چرا كه پادشاهي پيدا و ناپيداي هستي تو را سزاوار است و بس.

خدايا!

دستگيرم شو تا در عبادت سوداگري نباشم كه بهاي مال مي طلبد

بلكه افتاده اي باشم كه لطف و رحمت تو را در همه حال خواهان است.

خدايا!

پس مرا طاقت عبادتي عطا كن تا هيچ گاه از تو كه نزديك تر از من به مني دور نمانم

و در بلا و مصيبت شكرگزارت باشم تا در دام معصيت گرفتار نمانم.

هشدار!!!

 

 

امام صادق ( ع‌) :

هركس مومني را براي گناهش سرزنش كند،

نميرد تا خود همان گناه را انجام دهد!!!