فیلم جدید سیروس الوند با نام «پرتقال خونی» یک غافلگیری تمام‌عیار است

از کارگردان باسابقه‌ای که پس از چند سال دوباره به
سینما برگشته و آخرین تلاش سینماورزانه‌اش را به

مخاطبانش عرضه کرده است
.


الوند را با فیلم مهم و ارزشمند و تحسین‌برانگیز و خاطره‌انگیزی مثل «یک بار برای همیشه» می شناختیم

که مژده حضور و ظهور یک کارگردان خوش‌قریحه و اجتماعی‌ساز متعهد را با خود آورده بود.

اینک اما با دیدن «پرتقال خونی» تمام انتظارها با یک شوک وحشتناک روبرو و تمام امیدها برای دیدن یک فیلم

آبرومند به درک واصل شد

 پرتقال خونی حکایت مبهم و غرض‌ورزانه یک مجموعه خیانت جنسی است که در قامت مانیفستی

برای لیبرالیسم جنسی، تمام تلاش خود را برای بازنمایی مدافعانه فضای سرد و بی‌هویت

قشر تحت سیطره مدرنیته به انجام می‌رساند.

فیلم داستان تلخ و شیرین(!) جدایی یک زوج و ورود دختر جوان دیگری به این کارزار

و در ادامه آن پیوستن عنصری دیگری به این ماجراست تا پازل اباحه‌گری و بی‌اخلاقی کامل شود و

راه برای داستان‌سرایی ظاهری و در پس آن، ترویج لیبرالیسم جنسی فراهم گردد.

به نحوی که حتی آن ایده تکراری و بی‌مزه پایانی هم که مثلا دختر به آغوش خانواده باز می‌گردد

نیز نتیجه عکس می دهد و کمترین و کوچکترین تاثیری برنمی‌انگیزاند.

نمی‌شود شما کل فیلمتان بر یک و پایه و اساس و با یک رویکرد و شیوه پیش رود

و بعد در آخرین لحظه بخواهید تمام بار پیام‌های مثبت فیلمتان را بر سر فیلم و داستان و آدم‌هایش آوار کنید.

فیلم «پرتقال خونی» اجرای سینمایی مانیفست لیبرالیسم جنسی است

البته با سطحی نازل و شیوه‌ای مبتذل و کهنه و رسوا

که معلوم نیست چطور اجازه ساخت و نمایش پیدا کرده است.

http://serfandelavari.blogfa.com/post-10.aspx