«پرتقال خونی» اجرای سینمایی مانیفست لیبرالیسم جنسی است
از کارگردان باسابقهای که پس از چند سال دوباره به سینما برگشته و آخرین تلاش سینماورزانهاش را به
مخاطبانش عرضه کرده است.
الوند را با فیلم مهم و ارزشمند و تحسینبرانگیز و خاطرهانگیزی مثل «یک بار برای همیشه» می شناختیم
که مژده حضور و ظهور یک کارگردان خوشقریحه و اجتماعیساز متعهد را با خود آورده بود.
اینک اما با دیدن «پرتقال خونی» تمام انتظارها با یک شوک وحشتناک روبرو و تمام امیدها برای دیدن یک فیلم
آبرومند به درک واصل شد

پرتقال خونی حکایت مبهم و غرضورزانه یک مجموعه خیانت جنسی است که در قامت مانیفستی
برای لیبرالیسم جنسی، تمام تلاش خود را برای بازنمایی مدافعانه فضای سرد و بیهویت
قشر تحت سیطره مدرنیته به انجام میرساند.
فیلم داستان تلخ و شیرین(!) جدایی یک زوج و ورود دختر جوان دیگری به این کارزار
و در ادامه آن پیوستن عنصری دیگری به این ماجراست تا پازل اباحهگری و بیاخلاقی کامل شود و
راه برای داستانسرایی ظاهری و در پس آن، ترویج لیبرالیسم جنسی فراهم گردد.
به نحوی که حتی آن ایده تکراری و بیمزه پایانی هم که مثلا دختر به آغوش خانواده باز میگردد
نیز نتیجه عکس می دهد و کمترین و کوچکترین تاثیری برنمیانگیزاند.
نمیشود شما کل فیلمتان بر یک و پایه و اساس و با یک رویکرد و شیوه پیش رود
و بعد در آخرین لحظه بخواهید تمام بار پیامهای مثبت فیلمتان را بر سر فیلم و داستان و آدمهایش آوار کنید.
فیلم «پرتقال خونی» اجرای سینمایی مانیفست لیبرالیسم جنسی است
البته با سطحی نازل و شیوهای مبتذل و کهنه و رسوا
که معلوم نیست چطور اجازه ساخت و نمایش پیدا کرده است.
با کدام پا در برابرت زانو بزنم؟