حتما قرار نیست که این مرد محترم

در انتها بگرید و با این همه ، تو هم


این قدر ها قیافه ی رسمی به خود نگیر

حتما قرار نیست که این مرد متهم


اصلا بیا ادامه ی این شعر را خودت

هرجور خواستی بنویس این تو - این قلم -


این هم هزار قافیه که فکر می کنی

این طور می شود غزلی گفت ، دست کم -


چیزی شبیه " من به تو هرگز نمی رسم "

یا ... بعد هم بی آن که بخواهی قدم قدم


هی دور رفته ای و مرا پیر کرده ای

این جا کنار قافیه هایی به شکل غم


با این همه کنار همین نا نوشته ها

من گریه کرده ام همه ی قصه را - تو هم !

"محمدسعید میرزایی"