من پی رد نگاه شهدا می گردم

بدون شرح!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۶ ق.ظ توسط ارمیا  | 
با کدام پا در برابرت زانو بزنم؟
با کدام چشم شرمندگی را وصله ی پارگی پوتینت کنم؟
با کدام دست؟
آه... گفتم دست
آستینت در باد می رقصد و به واژه های من می خندد
چه واژه های خالی و پوچی
نمیدانم!
من کلمات را فریب داده ام و یا کلمات مرا
نمبدانم!!!
عشق و مردانگی
صداقت و رفاقت
مرگ و جاودانگی
و کوله پشتی پر از ستاره
چطور این همه را با یک دست
برداشتی و خندیدی و رفتی؟
حاج حسین!
--------------------------------------------
در ابتداي جاده اي هستم

که رد پايت را نشان کرده است

براي قبله ي لاله ها.

حالاتو انتهاي جاده نشسته اي و من

وقتي بدون دست

دست هایم را مي گرفتي

نگاهت را نديدم که داشت

بهشت را زير و رو مي کرد.

بايد تا وقت هست

تا بهشت را گم نکرده ام

درحوالي همين خاکريزها پيدايت کنم.

تا راه را اشتباه نگرفته ام

مسيرغروب را نشانم بده...

دارد خودم را يادم مي رود.

کمي بال مي خواهم

فقط کمي

تا مرا

به همين شلمچه برساند.

آن جا

باز مهرباني را تمام کردي

ودست هایت را برايم گذاشتي

وبدون بال پريدي.



حالا وقتي که نيستي

عادت کرده ام

کوله پشتي ام را روي کولم بیندازم

واسفند ها رايکي يکي دود کنم

وبراي ديدنت

کمي چشم هابم راببندم.

هنوز بوي عطرت را مي شنوم

از همين چادر خاکي مادرم.



سال ها را که با تو نو مي کنم

لبخند خاکي ات

را کنار همين خواب ها

پيدا مي کنم.

لبخندي

که مي تواند

غم روزمرگي ام را تمام کند

وباز نمي دانم چطور

بايک دست

آسمان را جا گذاشتي

ورد نگاهت که فرشته ها را هم عاشق مي کند

به يادگار.

--------------------------------------------

دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • بهمن ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • اردیبهشت ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۹۰
  • بهمن ۱۳۹۰
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • آرشيو
پیوندها
  • پروانگی
  • جلوه ای از او
  • سفر در هوای تو
  • جاده های مشکوک
  • اعترافات(محمد دلاوری)
  • دریا لباس خاکی پدرم بود
  • من آرام نمی شوم
  • امروز
  • خادم کوچک کرخه
  • پایی که جا ماند
BLOGFA.COM