دلم تنگ شهیدانست امشب...

بسم رب الشهدا
آمده بودند
مهربان و صمیمی
دیدمشان
نشستم
من بودم و اشک
...
این بار من نمیگویم
دلنوشته ای از یک دوست رو مینویسم
دلنوشته ی آقا مهدی:
جمعه
انتظار
نگاه
بغض
کجایید ای شهیدان خدایی
و اشک ... اشک ... اشک
بازم فرمانده و بچه هاش که دورشو گرفته بودن ... چه زیبا
همه آروم
خاکی ... مثل مادر
غریب
گمنام!؟ نه ... گمنام نبودند ... این ها از همه آشناتر بودن
بخدا آشنا بودن
وقتی نگاهت میکردن
وقتی با تو همراه می شدن
وقتی با تو , یا حسین و یا زهرا می گفتن
وقتی با تو سینه می زدن
وقتی کنار تو برا مادرشون ضجه می زدن
آشنا بودن ... از همه آشناتر!
ای خدا
این بچه ها هم مثل خودت انقدر مهربون و بامعرفت بودن
که خودشون دستمو گرفتن و ...
قربون استخوناتون
قربون چشماتون
قربون موی سرتون
قربون غریبیتون
قربون اون خنده هاتون
قربون اشک چشمتون
آی بچه های خمینی ... آی بسیجیای خونین
دیدید که جز شرمندگی هیچی نداشتیم
فداتون بشم
چه زیبا و آروم به درد دل همه گوش میکردید
وقتی از غریبی آقامون گفتیم براتون
وقتی گفتیم هنوز بسیجیا مظلومن
وقتی از جامعمون گفتیم
وقتی از ... گفتیم
شما هم مثل ما دلتون گرفت
قربون دلتون
خیلیاتون دیگه پدر و مادری نداشتید که بیاد استقبال
که بگیرتون تو آغوشش و لالایی بخونه
که از چشم انتظاریشون براتون بگن
بمیرم الهی
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه ...
چیزی نخواستیم جز شفاعت ...
دعامون کنید شهدای مهربون!
انتظار
نگاه
بغض
کجایید ای شهیدان خدایی
و اشک ... اشک ... اشک
بازم فرمانده و بچه هاش که دورشو گرفته بودن ... چه زیبا
همه آروم
خاکی ... مثل مادر
غریب
گمنام!؟ نه ... گمنام نبودند ... این ها از همه آشناتر بودن
بخدا آشنا بودن
وقتی نگاهت میکردن
وقتی با تو همراه می شدن
وقتی با تو , یا حسین و یا زهرا می گفتن
وقتی با تو سینه می زدن
وقتی کنار تو برا مادرشون ضجه می زدن
آشنا بودن ... از همه آشناتر!
ای خدا
این بچه ها هم مثل خودت انقدر مهربون و بامعرفت بودن
که خودشون دستمو گرفتن و ...
قربون استخوناتون
قربون چشماتون
قربون موی سرتون
قربون غریبیتون
قربون اون خنده هاتون
قربون اشک چشمتون
آی بچه های خمینی ... آی بسیجیای خونین
دیدید که جز شرمندگی هیچی نداشتیم
فداتون بشم
چه زیبا و آروم به درد دل همه گوش میکردید
وقتی از غریبی آقامون گفتیم براتون
وقتی گفتیم هنوز بسیجیا مظلومن
وقتی از جامعمون گفتیم
وقتی از ... گفتیم
شما هم مثل ما دلتون گرفت
قربون دلتون
خیلیاتون دیگه پدر و مادری نداشتید که بیاد استقبال
که بگیرتون تو آغوشش و لالایی بخونه
که از چشم انتظاریشون براتون بگن
بمیرم الهی
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه ...
چیزی نخواستیم جز شفاعت ...
دعامون کنید شهدای مهربون!
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۰ ق.ظ توسط ارمیا
|
با کدام پا در برابرت زانو بزنم؟