زینب!پسرانت جان می دهند برای قربانی کردن پیش پای حسین.
یک خواستگار بود که با همه ی دیگران فرق می کرد.و او عبدالله پسر جعفر طیار شهید بود.
مشهور به بحر جود و دریای سخاوت.
ازدواج اما برای تو مقوله ای نبود مثل دیگر دختران
تو را فقط یک انگیزه حیات می بخشید و یک بهانه زنده نگاه می داشت و آن حسین بود.
فقط گفتی: به این شرط که ازدواج، مرا از حسینم جدا نکند.
گفتند: نمی کند.
گفتی: اقامت در هر دیار که حسین اقامت می کند.
گفتند: قبول.
گفتی: به هر سفر که حسین رفت ، من با او همراه و همسفر باشم.
گفتند: قبول.
گفتی: قبول.
و علی گفت: قبول حضرت حق.
دو نوجوانی که اکنون به سوی تو پیش می آیند، ثمره ی همین ازدواجند.
گرچه از مقام حسین می آیند، اما مایوس و خسته و دلشکسته اند.
هر دو یلی شده اند برای خودشان.
به شاخه های شمشاد می مانند.
چه بزرگ شده اند، چه قد کشیده اند، چه به کمال رسیده اند.
جان می دهند برای قربانی کردن پیش پای حسین.
برای بازپس دادن به خدا.
برای عرضه در بازار عشق.
علت خستگی و شکستگی شان را می دانی.
از صبح بی تاب و قرار بوده اند و مکرر پاسخ منفی شنیده اند.
پیش از علی اکبر بار سفر بسته اند اما امام پروانه ی پرواز را به علی اکبر داده است و این آنها را بی تاب تر کرده است.
علت بی تابی شان را می دانی اما آب در دلت تکان نمی خورد. می دانی که قرار نیست اینها دنیای پس از حسین را ببیند .
و اصلا اگر بنا بر فدا کردن نبود، غرض از زادن چه بود؟
اینهمه سال پای دو گل نشسته ای تا به محبوبت هدیه اش کنی.
به آنها گفتی: شما برای همین روز به دنیا آمده بودید.مگر می شود امام من جایی باشد و عون و محمد من جای دیگر؟
اکنون هر دو بغض کرده و لب برچیده آمده اند : که مادر! امام رخصت میدان نمی دهد.کاری کن...
تو می گویی: عزیزان! پای مرا به میان نکشید.
محمد می گوید: چرا مادر؟ تو خواهر امامی.عزیزترین محبوب اویی!
و تو می گویی: به همین دلیل نباید پای مرا به میان بکشید.نمی خواهم امام گمان کند که من شما را راهی میدان کرده ام.نمی خواهم امام گمان کند که من دارم عزیزانم را فدایش می کنم.
عون می گوید: امر امر شماست مادر. اما اگر چاره ای جز این نباشد چه؟ ما همه ی تلاشمان را کردیم.پیداست که امام نمی خواهد شما را داغدار ببیند.اندوه شما را تاب می آورد.این آشکار را از نگاهشان می شود فهمید.
محمد می گوید: ماندن بیش از این قابل تحمل نیست مادر! دست ما و دامنت!
....
با کدام پا در برابرت زانو بزنم؟